
واروژ زرگریان در سوم فروردین 1340 در خانوادهای مؤمن و پایبند به سنتهای ارمنی چشم به جهان گشود. پدرش هاکوپ و مادرش ماهیچ دارای چهار فرزند ذکور به نامهای ورژ، واروژ، وارطان و واهیک بودند، واروژ فرزند دوم این خانواده شش نفره بود .قابل ذکر است که وارطان برادر واروژ نیز همچون او از جانبازان جنگ تحمیلی است و دلاورانه دربرابر دشمن بعثی مقاومت کرد و مفتخر به کسب درجه جانبازی شد .
واروژ دوران ابتدایی و راهنمایی خود را در مدرسه تونیان ارامنه گذرانده و سپس به هنرستان رفته و موفق به اخذ دیپلم گردید .سپس مدتی در کارگاه شیرینی پزی پدر مشغول شد.
با شدت گرفتن جنگ تحمیلی و حملات موشکی و هوایی دشمن بعثی به شهرها و روستاهای مرزی و حتی شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و خیلی از شهرهای ایران، احساس کرد که زمان انجام وظیفۀ ملی و میهنی فرا رسیده است. به همین منظور در سال 1364 برای خدمت سربازی ثبت نام کرد و پس از گذراندن دوره آموزشی به زاهدان و سپس به منطقه عملیاتی سومار اعزام شد .
در یکی از مأموریت ها، خودروی جیپی که او رانندگی آن را به عهده داشت، مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و واژگون شد. واروژ از ناحیه کتف، بازوی راست و سر به شدت مجروح شد که چند ساعتی باعث از هوش رفتن وی شد. سپس او را به بیمارستان صحرائی منتقل کردند که تحت عمل جراحی قرار گرفت .
او بیش از یک ماه دوران نقاهت را پشت سر گذاشت، و پس از بهبودی نسبی دوباره به جمع همرزمانش پیوست. او خدمت 25 ماهۀ خود را به پایان رساند و پس از بازگشت، مجددأ در کارگاه شیرینی پزی پدر مشغول کار شد.
در سال 1371 با دوشیزه امیک هایراپتیان آشنا شد و این آشنایی به ازدواج و آغاز زندگی مشترک آنها انجامید. ثمرۀ این زندگی تولد فرزند پسر آنان اجمین بود .
خانواده پس از گذاشتن سالهای تلخ جنگ و آثار آن، زندگی آرام و خوبی را سپری میکرد تا اینکه در سال 1394 حادثهای تلخ مسیر زندگی شان را تغییر داد. واروژ دچار سکته مغزی شده و دوران سخت بیماری را در بیمارستان و سپس در منزل سپری کرد .
این وضعیت به تدریج وخیم تر شد و بار مراقبت از او بر دوش همسر فداکار و فرزند دلبندش اجمین قرار گرفت.
مردی که در نوجوانی و جوانی از اعضای باشگاه آرارات تهران در رشته وزنه برداری بود و وزنههای سنگین تر از وزن بدن خود را به راحتی بالای سر میبرد، حال حتی توان حفظ تعادل و راه رفتن بدون کمک خانواده را نداشت .
واروژ انسانی با اراده ومصمم بود. هر چه را انتخاب میکرد با تلاش به آن می رسید. او خوب میدانست که انسان هر قدر عزمش قویتر باشد آسانتر به اهدافش خواهد رسید . او فردی پاک سرشت، صادق و ساده دل بود و با اطرافیان و دوستان اهل بگو و بخند، عاشق خانواده و زندگی ساده اش بود .
سرانجام پس از تحمل سالها رنج و بیماری بامداد چهارشنبه 21 آبان ماه 1404 چشم از جهان فرو بست و به همرزمان شهید ارمنی خود که در دفاع مقدس جان باختند، پیوست.
مراسم خاکسپاری ایشان در روز شنبه 24 آبان 1404 با حضور نمایندگان شورای خلیفه گری ارامنه تهران، هیئت پاسداشت ارزشهای شهدا و جانبازان ارامنه، روحانیون کلیسا و نمایندگانی از بنیاد شهید در قطعه جانبازان و اسرا آرامستان ارامنه در جاده خاوران انجام شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
هیئت پاسداشت ارزشهای دفاع مقدس جامعۀ ارامنۀ تهران وابسته به
شورای خلیفهگری ارامنۀ تهران و شمال